على محمدى خراسانى

129

شرح مكاسب (فارسى)

استصحاب بقاء جارى مىشود . ) « 1 » قوله : اقول : مرحوم شيخ در مقام جواب به سه بخش از كلام جواهر اعتراض دارند : الف : شما در فرض اوّل از سه فرض كه درست كرديد فرموديد : انعدام عنوانِ وقف موجب بطلان وقف است ما مىگوييم : اوّلًا ادّعاى اجماع شده بر اينكه : زوال يا تبدّل عنوان موجب بطلان وقف نيست و بلكه حتّى موجب تزلزل وقف و جواز بيع آن هم نيست ( بلكه وقفيّت بر لزومش باقى است . ) و اين جهت مورد اختلاف نيست ، آنكه مورد نزاع است فرض خراب شدن يا خوف از خراب شدن است كه آيا مجوّز بيع هست يا نيست ؟ و انعدام يا تبدّل و تغيّر عنوان ، غير از خراب شدن موقوفه است ( ميان آن دو عموم و خصوص من وجه است : مادّه اجتماع : باغى بود كه فعلًا درختانش خشك شده و از حالت باغ بودن در آمده در اينجا هم عرفاً عنوان خراب شدن صدق مىكند كه كسى بگويد : اين باغ مخروبه شده و هم تغيّر و تبدّل عنوان صدق مىكند كه باغ بود و حالا نيست . مادّه افتراق خراب شدن : زمينى كه چاله چوله شده و يا تبديل به موات شده و از حيّز انتفاع افتاده ، الان بر اين اراض خراب شدن صدق مىكند ولى تغيّر عنوان صدق نمىكند زيرا عنوان ارض بودن باقى است . مادّه افتراقِ تغيّر عنوان : گاو يا گوسفند يا شترى را وقف كرده و گفته : حيوان جوانى را وقف كردم ، يا حيوانى را كه پنج ساله باشد وقف كردم ، يا تبيع وقف كردم ، يا جذعه يا بنت لبون يا بنت مخاض و . . . را وقف كردم در تمام اين موارد از سنّ خاص يا عنوان خاص كه گذشت ، تبدّل عنوان صادق است ولى خراب شدن صدق نمىكند . ) و ثانياً دليلى نداريم كه بگوييم : با انعدام عنوان ، وقفيّت هم باطل مىشود . زيرا مىپرسيم : منظور شما از عنوان چيست ؟ اگر منظور همان عنوانى است كه در صيغهء وقف آمده و متعلّق وقف واقع شده و مفعول وقفت قرار گرفته ( مثل كلمه دار در وقفتُ الدار ، يا واژهء بُستان در وقفتُ البستان ) و مىگوئيد : با تغيّر اين عنوان وقفيّت باطل مىشود .

--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 358 - 359 .